فرار مغزها
جدول شماره 1- کشورهای مهاجر فرست با بالاترین مهاجرت افراد تحصیلکرده درسال 2000
|
ردیف |
کشور |
تعداد مهاجران تحصیلکرده(هزار نفر) |
|
1- |
انگلستان |
1441 |
|
2- |
فیلیپین |
1126 |
|
3- |
هند |
1037 |
|
4- |
مکزیک |
923 |
|
5- |
آلمان |
848 |
|
6- |
چین |
816 |
|
7- |
جمهوری کره |
652 |
|
8- |
کانادا |
516 |
|
9- |
ویتنام |
506 |
|
10- |
لهستان |
449 |
|
11- |
ایالات متحده |
431 |
|
12- |
ایتالیا |
408 |
|
13- |
کوبا |
332 |
|
14- |
فرانسه |
312 |
|
15- |
ایران |
308
|
اگرچه ایران از نظر قدر مطلق تعداد مهاجران در سال 2000 در ردیف پانزدهم بوده است ولی در بین کشورهای فوق به لحاظ نسبت تعداد مهاجران تحصیلکرده به کل مهاجران ایران جزو 4 کشور اول با بالاترین نرخ مهاجرت تحصیلکرده ها بوده است.(جدول 2)
جدول شماره 2- نسبت تعداد مهاجران تحصیلکرده به کل مهاجران
|
ردیف |
کشور |
کل مهاجران (هزار نفر) |
تعداد مهاجران تحصیلکرده(هزار نفر) |
نسبت مهاجران تحصیلکرده به کل مهاجران |
|
1. |
فیلیپین |
1680 |
1126 |
67.1 |
|
2. |
هند |
1715 |
1037 |
60.5 |
|
3. |
جمهوری کره |
859 |
516 |
60.1 |
|
4. |
ایران |
527 |
308 |
58.5 |
تفاوت مهاجرت با فرار مغزها :
o مهاجرت (Immigration) عبارتاست از جابهجایی مردم از مکانی به مکانی دیگر به منظور کار یا زندگی. مردم معمولا به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکنندهای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت میکنند. دلیل دوم میتواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد.
o به پدیده مهاجرت گسترده تحصیلکردگان، دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور یا جامعه به کشورهای دیگر، اصطلاحاً فرار مغزها گفته میشود.
o به مهاجرت متخصصان برجسته و كليه افرادي كه داراي تحصيلات عاليه هستند فرار مغزها گفته مي شود.
o حتي در ديدي وسيع تر مهاجرت افراد و نيروهاي ماهر صاحب فن و متخصصان معمولي را نيز مي توان درجرگه فرار مغزها ناميد.
o فرار مغزها يعني استثمار کشورهاى جهان سوم ،
توسط کشورهاى توسعه يافته محسوب مىشود كه به
عنوان مخرب ترين بحران اجتماعى شناخته و تعريف
شده است.
عوامل مؤثر بر مهاجرت نیروی انسانی ماهر در کشورهای مبدأ (عوامل دافعه)
1-پائین بودن سطح توسعه و درآمد سرانه کشور
پژوهشهای مختلف نشان می دهد که ارتباط نیرومندی بین مهاجرت افراد تحصیلکرده و سطح توسعه و درآمد سرانه کشور وجود دارد در واقع شکاف بین سطح زندگی و درآمد سرانه کشورهای ثروتمند و کمتر برخوردار یکی از عوامل مهاجرت افراد تحصیلکرده به کشورهای پیشرفته است. مهارت نهاده ای است که دستمزد آن را عرضه و تقاضای بین المللی تعیین می کند در حالی که دستمزد افراد بی سواد، غیر ماهر و غیر متخصص را عرضه و تقاضای داخلی کشور تعیین می کند. در واقع افراد ماهر و متخصص به دلیل وجود تقاضا در کشورهای دیگر از قدرت انتخاب بالاتری برخوردار بوده و در صورت پائین بودن سطح دستمزد در کشور مبدا سهل تر و کم هزینه تر می توانند اقدام به مهاجرت کنند.فیزیکدان ها، متخصصین و تحلیلگران مالی، حسابداران، ریاضیدانها، پزشکان متخصص، مهندسان بویژه در رشته های نفت و گاز، پتروشیمی، صنایع، کامپیوتر و.... دارای تقاضای نسبتاً زیادی در کشورهای پیشرفته بوده و از احتمال مهاجرت بیشتری برخوردارند.
2-سایر عوامل اقتصادی
علاوه بر در آمد سرانه و تفاوتهای درآمد انتظاری بین کشور مبدا و مقصد سایر عوامل اقتصادی مانند نرخ بیکاری در کشور مبدا و تفاوت آن با نرخ بیکاری کشور مقصد نیز در مهاجرت متخصصین مؤثر می باشد و انتظار می رود که با بالارفتن نرخ بیکاری تحصیلکرده ها در کشور مبدا میزان مهاجرت افراد ماهر نیز افزایش یابد.
3- نظام آموزش عالی
در اکثر کشورهای در حال توسعه تقاضا برای آموزش عالی بسیار بالاست. علت اصلی بالا بودن تقاضا در این کشورها از یک طرف مربوط به موقعیت و پرستیژ اجتماعی دارندگان مدرک تحصیلات عالی و از طرف دیگر به دلیل رایگان بودن بخش عمده نظام آموزشی عالی است که ریشه در دولتی بودن آن دارد. متاسفانه با وجود بالا بودن تقاضا برای ورود به دانشگاه نظام اقتصادی قابلیت جذب خیل عظیم فارغ التحصیلان را نداشته و نتیجه آن عرضه مازاد فارغ التحصیلان دانشگاهی است که نمی توانند در اقتصاد داخلی جذب شوند. با بالا رفتن نرخ بیکاری فارغ التحصیلان احتمال مهاجرت آنان نیز افزایش می یابد. علاوه بر این نظام آموزش عالی در اکثر کشورهای در حال توسعه از دو ویژگی دیگر نیز برخوردار است که روند مهاجرت را تسریع می کند:
الف- از یک طرف نظام آموزش عالی افراد زیادی را در رشته هایی آموزش می دهد که ارتباط ضعیفی با نیازهای اقتصادی-اجتماعی کشور دارد.
ب- از طرف دیگر افراد زیادی در رشته ها و تخصص هایی با بالاترین کیفیت آموزش می بینند که با نیازها حرفه ای کشورهای پیشرفته تناسب بیشتری دارد.
پژوهشهای متعدد نشان می دهد که مهاجران تحصیلکرده در هر دو دسته آموزشی وجود دارند اگرچه عوامل تعیین کننده در مهاجرت آنها متفاوت می باشد. افرادی که در رشته های علوم انسانی و تا حد کمتری علوم اجتماعی و دیگر رشته های کمتر کاربردی تحصیل کرده اند دست به مهاجرت می زنند عمدتاً به دلیل این که بازار کار داخلی امکان بکارگیری آنها را ندارد. به عکس افرادی که در تخصص های کاربردی و رشته های مهندسی، پزشکی و علوم تحصیل کرده اند مهاجرت می کنند و دلیل عمده مهاجرت آنها نه بیکاری که بیشتر شکاف در آمدی بین کشور مبدا و مقصد است.
4-شرایط کار
علاوه بر متغیرهای اقتصادی عوامل غیر پولی و غیر مادی نیز در مهاجرت افراد تحصیلکرده تاثیر بسزایی دارد. اگرچه این عوامل می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد ولی بهرحال می توان بطور کلی آنها را به موارد زیر طبقه بندی کرد:
الف-انعطاف نا پذیر بودن ساختارهای نظام آموزشی و پژوهشی به دلیل نبود نظام انگیزشی مؤثر
ب- پائین بودن فرصت پیشرفت علمی به دلیل وجود دیوانسالاری سنتی و دست و پاگیر
ج- ضعیف بودن امکان ارتباط متخصصین داخلی با متخصصین خارج از کشور در جهت پیشرفت های علمی
د- پیچیده و زمان بر بودن نظام گزینش و استخدام
ه- کمبود امکانات پژوهشی و عدم ارتباط پژوهشها با نیازهای ملموس جامعه
و- نبود یا ضعیف بودن نظام شایسته سالاری در استخدام، ارتقا و پیشرفت علمی و حرفه ای
5- عوامل سیاسی و اجتماعی
عوامل سیاسی و اجتماعی فرهنگی نیز در مهاجرت نقش عمده ای دارند که اهمیت آن کمتر از عوامل اقتصادی نیست. ناآرامی ها، خشونت ها، تبعیض های اجتماعی، سرکوب فکری، نبود آزادی های فردی، مدنی، سیاسی و اجتماعی بطور اجتناب ناپذیری در مهاجرت متخصصین مؤثر است. در واقع متخصصین نسبت به عوامل سیاسی و اجتماعی حساس تر و آسیب پذیر تر بوده و با محدود شدن حقوق سیاسی و مدنی، افراد متعلق به طبقه اندیشمند به شدت عکس العمل نشان داده و به اصطلاح با پاهای خود رای می دهند(از کشور خارج می شوند)
وجود تنوع عقاید سیاسی تکثرگرایی و چند صدایی و پذیرش مشارکت افراد تحصیلکرده در اداره امور کشور موجب می شود که فضای سیاسی کشور از سلامت بیشتری برخوردار گردیده و مانع مهاجرت متخصصان شود. به عکس بحرانهای دانشگاهی و تبعیض های فرهنگی، جنسیتی، مذهبی و ایدئولوژیکی نقش مؤثری در مهاجرت افراد تحصیلکرده دارد.
در فرار مغزها دو عامل مهم نقش اساسی را بازی میکنند:
1-عوامل دفعی،مانند دیکتاتوری در جامعه و همچنین عدم امنیت شغلی و سرمایه گذاری
2-عوامل جذبی دیگر کشورها ،مانند پیشرفت ،آزادی و دمکراسی
"فرار مغزها" (brain drain) پدیده کهنى است که از دیرباز تاکنون به گونه هاى وسیع و چشمگیرى در کشورهاى جهان سوم دیده مىشود. از این رهگذر در این کشورها صدمات جبران ناپذیرى در بخش هاى اقتصادى،اجتماعى و فرهنگى و تمام ابعاد مختلف جامعه وارد مىشود که شاید جبران آن یکى از دشوارترین کارها براى این قبیل کشورها باشد. ادبیات مربوط به پدیده فرار مغزها از کانادا و کشورهاى اتحادیه اروپا نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادى در جهان مطرح شد و این پدیده به عنوان یک آسیب اجتماعى از دهه چهل در ایران آغاز شد. یعنى زمانى که کشورهاى اروپایى بازسازى خرابىهاى پس از جنگ را آغاز کردند و در پى فرایند صنعتى شدن با احساس نیاز به متخصصین و نخبگان در این زمینه به جذب نخبگان و متخصصین از کشورهاى جهان سوم پرداختند و اینگونه بود که مانع دیگرى بر سر راه توسعه این کشورها پدید آوردند. فرار مغزها به عنوان یک آسیب اجتماعى مختص کشورهاى جهان سوم ، بیش از یکربع قرن است که جوانان ایرانى را نیز به دام خود گرفتار کرده است . این عارضه که از منظر آسیب شناسان به نوعى استثمار شدگى کشورهاى جهان سوم ، توسط کشورهاى توسعه یافته محسوب مىشود به عنوان مخربترین بحران اجتماعى شناخته و تعریف شده است . از میان کشورهایى که به دلیل در اختیارگذاشتن امکانات پژوهشى و رفاهى به صاحبان اندیشه بیشترین نخبگان ایرانى را به خود جذب کرده اند، آمریکا و کانادا به ترتیب رتبه اول و دوم را به خود اختصاص داده اند.
تحقیقات یک پژوهشگر ایرانى که در دانشگاه MIT آمریکا تدریس مىکرد ، نشان مىدهد که بیش از۴۵ درصد از ایرانیان مقیم کشور آمریکا داراى مدارک تخصصى یا فوق تخصصى هستند.
تحقیقات دیگرى که در سطح دانشگاه هاى معتبر ایران انجام شده نشان داده است که به طور متوسط از هر۱۸ نفرى که از سوى دانشگاه براى کسب تخصص به کشورهاى توسعه یافته اعزام شده اند، تنها۳ نفر به ایران بازگشته اند. نخستین بارى که اصطلاح فرار مغزها در دهه ۱۹۶۰ میلادى مطرح شد، هیچ کس انتظار نداشت که جهان شاهد چنین سیل خروشان مهاجرت نخبگان و مغزها از کشورهاى در حال توسعه به سوى کشورهاى غربى باشد اما ورق هاى بعدى تاریخ این را به باور همگان رسانید...تا امروز که دیگر نمىتوان جلودار این معضل و فرار سرمایه هاى انسانى شد. عوامل متعددى در بسترسازى براى فرار مغزها موثر است که میتوان به سطح فرهنگ ، تحصیلات ، رضایت والدین ، نبود پیشرفت اجتماعى از نظر مالى و نبود تضمین شغلى و کمبود امکانات رفاهى اشاره کرد. همچنین میتوان گفت که نقش دافع هاى اجتماعى، امنیتى، سیاسى و معنوى در زمینه فرار مغزها بیشتر از عوامل مادى و معیشتى است . مساله فرار مغزها پدیده بسیار پیچیده اى است که مساله مهاجرت نخبگان ، فرار مغزها و شکار مغزها را شامل میشود و هر کدام این موارد مکانیزمها و سازوکارهاى مختلفى دارد. باید با سیاست گذارى هاى سنجیده و ارزش گذارى جدید تلاش شود که دانشگاهها و دانشگاهیان از یک منزلت و جایگاه حقیقى و بسیار بالاترى در کشور برخوردار باشند.
نتيجه گيري:در كل شايد بتوان نتيجه گرفت كه علت اكثر مهاجرتها از سوي نخبگان فراهم نبودن حداقل معيارها براي نخبه ماندن است و نمي توان دليل مهاجرت آنها را تنها به پشت كردن به ميهن و خيانت كردن به كشور اطلاق كرد زيرا شرايط مختلف موجود در كشور است كه شخص را مجاب به مهاجرت نكردن مي نمايد.
RESOURCES: DR.GHOLAMALI FARJADI
PRODUCT:MR.ABOLFAZL DAVARI