ماهیت مدیریت
ماهيت مديريت
حدود 90%دانشجويان دانشگاه هاي امروز،كار راهه خود را به عنوان كارمندي كه توسط مديران اداره مي شوند،مي گذرانند.
بسياري از اين كارمندان نهايتا خودشان مدير خواهند بود.گرچه مديريت يك رشته جديد است،ولي يك مجموعه سازمان يافته
دانش در اطراف آن ايجاد شده است.هنگاميكه يك سازماني با شكست روبرو مي شود،اغلب مديريت ضعيف مورد ملامت قرار
مي گيرد درست همانطوريكه يك سازمان موفق مي شود،مديريت خوب مورد تمجيد قرار مي گيرد.بنابراين مديريت يك رشته
مهم و داراي ارزش مطالعه جدي مي باشد.رشته مديريت تركيبي از دانش وهنر است.مديريت به طور فزاينده اي با مشكلات پيچيده
مواجه مي شوداما در برگيرنده اصولي است كه قابل بكارگيري در انواع سازمانهاست.تعارف بسياري از مديريت ارائه شده است ولي يك عنصر كليدي اين است كه مديريت شامل انجام وظايف از طريق كار ديگران مي باشد.مديران نقشهاي متعددي را در كارشان تقبل مي نمايند.از جمله:ارتباطي،اطلاغاتي و تصميماتي.اين نقشها به يكديگر وابستگي متقابل دارند و در اهميت هم از نظر حوزه وظايفي مدير و هم از نظر سطح وي در سازمان با يكديگر متفاوتند.علاوه بر ايفاي نقش،مديران همچنين 4وظيفه اصلي را اجرا مي نمايند كه عبارتند از:
برنامه ريزي،سازملندهي،هدايت و كنترل.هر چند ما آنها را به طور مجزا مطالعه مي كني،ولي اين نقشها به يكديگر وابسته هستند و توسط مدير به طور همزمان اجرا مي گردند.
از سرپرست گرفته تا مديران اجرائي كل،سطوح مديريت به سه طبقه تقسيم مي شود:مديران عملياتي،مديران مياني و مديران عالي.همانطوريكه مديران تلاش مي كنند به سطوح بالاتري ارتقا يابند،به نظر مي رسد كه تعليم و تربيت و توانائي،عوامل كليدي در موفقيت كساني هستند كه مؤثرند.همچنين عامل مهم ديگر،توانائي تبديل(انتقال)حركت از تمركز روي مهارتهاي فني به تاكيد بر مهارتهاي
انساني و ادراكي مي باشد.
دانشي كه از تعليم و تربيت بر مي خيزد،مهارتهائي كه از تجربه و آموزش حاصل مي گردد و عوامل محيطي و سازماني،همگي براي تعيين موفقيت يا شكست مدير در تعاملند.
آ.مقدمه
الف.چرا مديريت را مطالعه مي نمائيم؟هنگاميكه سازمانها شكست مي خورند،غالبا مديريت مورد ملامت قرار مي گيرد و هنگاميكه آنها موفق مي شوند،اغتبار موفقيت به مديريت بر مي گردد.
ب.مديريت....علم است يا هنر؟مديريت هم علم است و هم هنر است.
ج.مشكلات رودرروي مديران در دهه هاي اخير فرآيند اداره كردن پيچيده تر شده است.
د.آيا اصول مديريت جهانشمولند؟در هر نوع سازماني اصول مديريت مي تواند بكار گرفته شود.
و.يك تعريف و برخي مشكلات در رابطه با تعاريف:مديريت شامل طيفي از رفتارها در رابطه با چندين رشته مختلف است.
ن.فلسفه اي از مديريت.يك فلسفه از مديريت از طريق ارزشها،تجربيات و اعتقادات شكل مي گيرد.
ب.نقشهاي مختلف يك مدير
الف.نقشهاي ارتباطي:اقتدار رسمي يك مدير،مجموعه اي از نقشها،كه شامل تعامل با ديگر افراد مي شود،را ايجاد مي نمايد.
1-رئيس تشريفاتي:تقريبا كليه مديران در برخي موقعيتها،يك نقش تشريفاتي را ايفا مي كنند.
2-رهبر:اين نقش شامل:استخدام،آموزش،ارزيابي،برانگيختن،پاداش و ترفيع،مي گردد.
3-رابط:مديران با افراد خارج از سلسله مراتب مستقيم سازمان،در تعالند.
ب.نقشهاي اطلاعاتي:مديران از طريق تماسهاي متقابل با افراد،اطلات جمع آوري مي نمايند.
1-نظارت كننده:مديران از منابع داخلي و خارجي سازمان،اطلاعات جمع آوري مي نمايند.
2-پخش كنده(اطلاعات):مدير به طور روزانه،اطلاعات را بين مرئوسين توزيع مي نمايد.
3-سخنگو:بعضي اوقات،هر مديري رسما از طرف سازمان سخن مي گويد.
ج.نقشهاي تصميماتي:مديران به منظور عملي كردن امور،تصميماتي اتخذ مي نمايند.
1-كار آفرين:مديران جهت شناسايي فرصتهايي براي سازمان از اطلاعات موجود استفاده مي كنند.
2-برطرف كننده اختلال:كليه مديران نسبت به تغيير بايد عكس العمل نشان داده و انحرافات برنامه ها را تصحيح نمايند.
3-تخصيص دهنده منابع:منابع سازماني در محدوديت عرضه قرار دارند و بايد تخصيص داده شوند.
4-مذاكره كننده:اداره كردن،مذاكره با ديگران در داخل و خارج سازمان را نيز در بر دارد.
د.وظايف متداول و مخصوص در سازمان:وظايف مديريت،بگونه اي جهانشمول،براي كليه حوزه هاي وظائفيسازمان،بكارگرفته مي شود
ج.وظايف مديريت
الف.وظيفه برنامه ريزي:برنامه ريزي،تصميم گيري در مورد اينكه چه كاري و چه وقت آن كار انجام مي شود،مي باشد.
ب.وظيفه سازماندهي:هماهنگي كوششهاي دو يا چند فرد را سازماندهي مي نامند.
ج.وظيفه هدايت:هدايت،رهنمود و رهبري افراد،مي باشد.
د.وظيفه كنترل:مدير به عنوان كنترل كننده،عملكرد را با يك هدف يا استاندارد،مقايسه مي نمايد.
د.سطوح مديريت
الف.مديران عملياتي:سركارگران،سرپرستان،رؤساي بخش و رهبران افراد،به طور روزانه فعاليتهاي كاركنان را سرپرستي مي نمايند.
ب.مديران مياني:اين مديران،استراتژيها وخط مشي ها را به برنامه هاي خاصي تبدبل مي نمايند.
ج.مديران عالي:استراتژيها و خط مشي هاي سازماني توسط رئيس سازمان،مدير كل و معاونين تدوين مي گردند.
و.راهي به بالا
الف.هيچ تركيبي از تجربيات و پيشينه ها نمي تواند موفقيت شخصي را به عنوان يك مدير،تضمين نمايد.
ب.يك مدير مؤثربودن چيست:يك مدير براي مؤثر بودن بايد نتايج را ذر تعدا د قليلي از حوزه هاي مهم شناسائي نموده و به آنها دست يابد.
ج.تفاوتهايي در مهارتهاي مديريتي:چرا برخي از مديران موفق مي شوند و ديگر مديران شكست مي خورند؟
1-مهارتهاي فني:شغاهاي در بدو استخدام،شديدا به اين مهارتها متكي است.
2-مهارتهاي انساني:مهارت در روابط انساني،پيشرفت حرفه اي را آسانتر مي سازد.
3-مهارتهاي ادراكي:با ارتقا يك مدير به سطوح بالاتر،توانائي درك سازمان به عنوان يك كل،به طور فزاينده اي مهم مي گردد.
د.چگونه افراد اداره كردن را مي آموزند:منابع متعددي از دانش مديريت وجود دارد.
1-اداره كردن از طريق تحصيلات رسمي،اصول و تئوريهاي مديريت را مي توان آموزس داد.
2-اداره كردن از طريق تجربه:به طور گسترده مورد احترام است اما اگر انعطاف پذيري را محدود سازد،مي تواند زيان آور باشد.
و.مدل موفقيت مديريت (ام.اس.ام):مهارتها و شخصيت يك مدير با سازمان و محيطش در تعامل است تا موفقيت يا شكست وي را تعيين نمايد.